مشکل هنوز از همان «یک کلمه» است

کد خبر 31382 1399-05-14 14:34
زمان تقریبی مطالعه 3دقیقه
مصطفی انتظاری هروی / مدرس علوم سیاسی دانشگاه

رساله یک کلمه مشهورترین اثر میرزا یوسف خان تبریزی (یوسف مستشارالدوله) 150 سال قبل منتشر شد و حالا با گذشته همه این سالها، هنوز در بر همان پاشنه می چرخد که می چرخید: نگرانی از عدم رعایت قانون!
رساله یک کلمه، رساله ای در باب قانون است. اینکه چه یک فرد، چه یک جمع و چه عموم مردم وقتی بر روی یک قرارداد توافق کردند، زیرش نزنند و به آن وفادار بمانند.
بحث هنوز همان کلیشه مشهور است: قانون بد، از بی قانونی بهتر است.
روزگار ما هنوز درگیر همان یک کلمه است که بود. موضوع همان رعایت قانون است. از سه دهه قبل مشروطه که این رساله نوشته شد تا امروز که سالگرد یکصدوچهاردهمین سال امضای فرمان مشروطیت است، دغدغه نخبگان کشور این بوده که همه افراد به چارچوب مشخصی برای فعالیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... پایبند باشند و کسی به دلیل برخورداری از قدرت سیاسی یا رانت اقتصادی، حق زیرپا گذاشتن این قراردادها را ندارد.
مشروطه خواهی که در تاریخ معمولا مقدم بر جمهوری خواهی و دموکراسی خواهی بوده، بر این منطق استوار است که همه باید مشروط به قانون باشند؛ همه، چه نخبگان سیاسی و چه مردم.
در روزگار ما اما همچنان قانون وجه المصالحه زدوبندها قرار می گیرد. به راحتی خرید و فروش می شود و برای یک تخلف مشترک، قانون مشترکی گاه اعمال نمی شود.
اینکه بیش از 150 سال، درد ما هنوز همان یک کلمه باشد، نشان می دهد که به خوبی بر روی درمان دردی که داریم تمرکز نکرده ایم. درمان این درد برای هریک از ما تبعاتی دارد که به نظر می رسد در طول این سالها برای تحمل ان چندان آماده نبوده ایم.
چنین است که به طور مداوم مشکلات را به گردن یکدیگر می اندازیم. مردم، دولت ها را مقصر می دانند و دولتمردان گاه مردم را عامل قانون شکنی معرفی می کنند بی آنکه دو طرف بدانند، مشکل از این است که هیچ یک خود را متعهد به قانونی نمی دانیم که در تصویب آن سهمی کوچک یا بزرگ داشته ایم.
این روزها حرف از فساد و ناکارآمدی بسیار به میان می آید. صحبت از مشکلات اقتصادی و نارضایتی هاست. بگذارید برای فهم مشکل و تلاش برای یافتن راهکاری برای برون رفت از آن، یک بار دیگر به رساله یک کلمه رجوع کنیم: قانون.
ما در طول این سالها گاه سعی کرده ایم از روی این مشکل جهش کرده و به افق هایی بالاتر برسیم. اما درد ما هنوز همان مشروط کردن قدرت و ثروت است. ما هنوز باید دنبال راهی باشیم تا بتوانیم از سرکشی های فردی و جمعی بکاهیم و همه را به یک قرارداد اجتماعی پایبند کنیم. این قرارداد گاه به سود ماست و گاه به ضررمان اما مهم این است که در لحظه ای که باید، به آن پایبند بمانیم و بدانیم که اگر از مرزها عبور کردیم، جامعه حق دارد از ما بازخواست کند.
در شرایطی که قانون شکنی زرنگی باشد و پا گذاشتن بر روی آن نمادی از قدرت، نمی توان از آینده ای روشن و کشوری آباد سخن گفت. همه ما باید ابتدا مشروط شویم و تلاش کنیم دیگران را به مشروط شدن ترغیب کنیم. قانون همان نخ تسبیح گم شده ماست که باید برای استحکام بیشترش بکوشیم.

کلمات کلیدی » مرز | دولت | مردم | اقتصاد |
این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :

بیشتر بخوانید

تکذیب بازداشت یا احضار امیر دریادار سیاری

انتشار مستندات حمله سایبری به رژیم صهیونیستی همزمان با ساعت ترور شهید سلیمانی

درباره تصویر جنجالی مجله اکونومیست آیا مجله مشهور انفجار بیروت را پیش بینی کرده بود؟